غزل شمارهٔ 548
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1دل ما را شکیب از جان نباشد
11
دل ما را شکیب از جان نباشد
ور از جان باشد، از جانان نباشد
22
مرا دشوار ازو باشد صبوری
ز جانان دل صبور آسان نباشد
33
نباشد ناله عیب از دردمندی
که دردش باشد و درمان نباشد
44
مرا چون عشق مهمان است حاکم
فضولی تر ازین مهمان نباشد
55
غمت شد در دل شوریده ساکن
که جای گنج جز ویران نباشد
66
ندارد مه جمال روی خوبت
وگر این باشد، اما آن نباشد
77
خیالت، گر به مهمان من آید
دلم را جز جگر مهمان نباشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

