Toggle stanza 1
جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
1

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد

کز هر طرفی در جگری چاک نیفتد

2

در عرصه بستان جهان، سرو قباپوش

خیزد بسی، اما چو تو چالاک نیفتد

3

گر در ته پای تو نخواهد که کند فرش

نور مه و خورشید بر افلاک نیفتد

4

خون ریز ز عشاق و فگن لعل بساطی

تا سایه بالای تو بر خاک نیفتد

5

هر بار میا پیش من خسته بیدل

تا این دل بدبخت به تاباک نیفتد

6

خواهم که ز سر خیزم و در پای تو افتم

جان باز چو من عاشق بی باک نیفتد

7

ای شوخ، مکن لاغ که خوش کرد ترا عشق

شعله ز پی لاغ به خاشاک نیفتد

8

رحمت مکن، ار گریه کند عاشق بد چشم

کز دیده ناپاک در پاک نیفتد

9

خوش می گذری بی خبر از گریه خسرو

هشدار کت آه دل غمناک نیفتد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور