غزل شمارهٔ 525
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: ربستهگشاید
صنف: غزل
Toggle stanza 1یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
11
یارم چو به خنده شکر بسته گشاید
وای آنکه به سویش نظر بسته گشاید
22
مردیم به کویش، گهی آن نرگس پر خواب
بر ما چه شود، گر بصر بسته گشاید
33
آن کس که کمر بسته به خون همه شهری ست
در کلبه ما کی کمر بسته گشاید
44
گر من به چمن ناله کنم، غنچه ازان درد
هرگز نتواند که سربسته گشاید
55
بندی در خود بر من و حلقه نزنم، زانک
آن بخت ندارم که در بسته گشاید
66
از خار ببندد گذر چشم و ندانم
جز تو دگری کاین گذر بسته گشاید
77
از گریه جگر بست دلم اهل دلی کو؟
کز چهره خسرو جگر بسته گشاید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

