غزل شمارهٔ 663
Toggle stanza 1چشم تو مست است یا در خواب بازی میکند
11
چشم تو مست است یا در خواب بازی میکند
بوالعجب مستی که در محراب بازی میکند
22
مردم چشمم که میگردد به گرد روی تو
طفل را مانَد که در مهتاب بازی میکند
33
گر درآویزد دل نادان من در سوی تو
همچو موی خود مشو، در تاب بازی میکند
44
چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاست
ز آشنا بیگانه و در آب بازی میکند
55
امشب اندر خواب دیدم با تو بازی کردهام
وه تو بازی کردهای یا خواب بازی میکند؟
66
با زنخدانت که خسرو عشق بازد گوییا
گوسفندی دان که با قصاب بازی میکند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

