Toggle stanza 1
چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند
1

چشم تو مست است یا در خواب بازی می‌کند

بوالعجب مستی که در محراب بازی می‌کند

2

مردم چشمم که می‌گردد به گرد روی تو

طفل را مانَد که در مهتاب بازی می‌کند

3

گر درآویزد دل نادان من در سوی تو

همچو موی خود مشو، در تاب بازی می‌کند

4

چشم من دور از تو، گر غرقه به خون گردد سزاست

ز آشنا بیگانه و در آب بازی می‌کند

5

امشب اندر خواب دیدم با تو بازی کرده‌ام

وه تو بازی کرده‌ای یا خواب بازی می‌کند؟

6

با زنخدانت که خسرو عشق بازد گوییا

گوسفندی دان که با قصاب بازی می‌کند

Sources

Persian text source: Ganjoor