غزل شمارهٔ 36
Toggle stanza 1ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
11
ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
روی ترا در خیال زین نمط آیینه ها
22
غمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشست
تیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه ها
33
یاد توام می کند کار جواب هلاک
خواب که بیند گدا حاصل گنجینه ها
44
بس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیال
مر همه دیوارهاست پیش من آیینه ها
55
صبر نمودی مرا از نظری پیش از این
حسن توام توبه داد زان همه پیشینه ها
66
دل که ز دعوی صبر لاف همی زد کنون
بین که چه خوش می کشد هجر از و کینه ها
77
شعله دیرینه را داغ ز دل رفته بود
نوپسری تازه کرد آن همه دیرینه ها
88
توبه شکن صوفیا، خرقه به می شو که هست
بر قصب شاهدان خرقه پشمینه ها
99
چرخ بشد، ساقیا، دوش می با صفا
درد به خسرو رسان، زان همه دوشینه ها
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

