Toggle stanza 1
امشب سوی دوست راه گیریم
1

امشب سوی دوست راه گیریم

می بر رخ همچو ماه گیریم

2

دی زهد فروختیم بسیار

امروز ز می پناه گیریم

3

اقرار به می کنیم و شاهد

بر خود همه را گواه گیریم

4

زنار کمر، سبوی می تاج

ترک کمر و کلاه گیریم

5

اکنون که قلم ز کار ما خاست

چون ترک خط سیاه گیریم؟

6

آن دوست که با صلاح کو شد

با دشمن کینه خواه گیریم

7

نی جان زیادتی ست ما را

کان سلسله دوتاه گیریم

8

بنمای رخ چو گل که ناله

چون بلبل صبحگاه گیریم

9

می خواند اجل بر آستانت

بوسی بزنیم و راه گیریم

10

دیوانه شدیم، خسرو، اکنون

آن سلسله چو شاه گیریم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور