غزل شمارهٔ 972
Toggle stanza 1عاشقی مرد را سزای دهد
11
عاشقی مرد را سزای دهد
اشک را سوی دوست رای دهد
22
محنت عالم آزمایش را
بر دل محنت آزمای دهد
33
سوختم از غم و چنین باشد
هر که دل را به دلربای دهد
44
رنج بر من درین سرای گذشت
دادم ایزد در آن سرای دهد
55
کیست کو را ز من خبر گوید؟
شاه را قصه گدای دهد
66
حال من، گر دمی چنین باشد
دل به تو شوخ دلربای دهد
77
گفته عقل را به خود بگمار
عقل دیوانه را خدای دهد
88
سخنم جای می کند در سنگ
گویم، ار در دل تو جای دهد
99
میهمان شو شبی که تا خسرو
با تو شرح نفیر و نای دهد
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

