Toggle stanza 1
من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد
1

من به یار خود و اغیار به خود می‌پیچد

مست در عشرت و هشیار به خود می‌پیچد

2

موی پیچیده بود گرد میانش دائم

عجبی نیست، بلی، مار به خود می‌پیچد

3

سر ز تاب رخت از زلف تو پیچیده، عجب

زان که مو از اثر نار به خود می‌پیچد

4

هر سری از قدمت دور فتاد از سر درد

در تکاپوی چو دستار به خود می‌پیچد

5

من لبت می‌گزم و چشم تو در خشم، بلی

بوی حلواست که بیمار به خود می‌پیچد

6

فاش دین لبت از زلف چلیپای تو شد

زان که از موی تو زنار به خود می‌پیچد

7

صفت موی تو خسرو چو به طومار نوشت

سبب آن است که طومار به خود می‌پیچد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور