غزل شمارهٔ 757
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قافیہ: اربهخودمیپیچد
صنف: غزل
Toggle stanza 1من به یار خود و اغیار به خود میپیچد
11
من به یار خود و اغیار به خود میپیچد
مست در عشرت و هشیار به خود میپیچد
22
موی پیچیده بود گرد میانش دائم
عجبی نیست، بلی، مار به خود میپیچد
33
سر ز تاب رخت از زلف تو پیچیده، عجب
زان که مو از اثر نار به خود میپیچد
44
هر سری از قدمت دور فتاد از سر درد
در تکاپوی چو دستار به خود میپیچد
55
من لبت میگزم و چشم تو در خشم، بلی
بوی حلواست که بیمار به خود میپیچد
66
فاش دین لبت از زلف چلیپای تو شد
زان که از موی تو زنار به خود میپیچد
77
صفت موی تو خسرو چو به طومار نوشت
سبب آن است که طومار به خود میپیچد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

