Toggle stanza 1
نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند
1

نشدش دل که دمی پهلوی ما بنشیند

گل هم آخر قدری پیش گیا بنشیند

2

جان من یاد کن آن را که به بوی چو تویی

همه شب بر گذر باد صبا بنشیند

3

کشی از غمزه، چه امید سلامت باشد

اندر آن سینه که آن تیر بلا بنشیند؟

4

از تو صد درد نهان دارم و بیرون ندهم

تا همان درد تو بر جای دوا بنشیند

5

ملک خوبیت فزون باد به عهدت، گرچه

فتنه یکدم نتواند که ز پا بنشیند

6

آب شد خون دلم، شانه کن آن زلف آخر

مگر آن موی پریشان تو جا بنشیند

7

تا بود باد جوانی به سر گلرویان

آتش سینه عاشق ز کجا بنشیند؟

8

خاک شد در ره تو دیده و آن بخت نبود

که ز ره گرد تو بر سینه ما بنشیند

9

جور می کن که سر از کوی وفا نتوان تافت

گر چه بر خسرو صد پاره جفا بنشیند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور