غزل شمارهٔ 1712
Toggle stanza 1ای در دل من مقیم گشته
11
ای در دل من مقیم گشته
دل بی تو اسیر بیم گشته
22
خال تو چو نقطه دو ابروت
یک دایره دو نیم گشته
33
پشت صدف از لبت شکسته
در در شکمش یتیم گشته
44
از میم دهان و نون ابروت
چشمم همه نون و میم گشته
55
خطت به سواد دیده من
بنشسته و مستقیم گشته
66
نو مرده فتاده بنده در عشق
در مذهب غم قدیم گشته
77
من بی زر و آستین تنگت
از دست تو پر ز سیم گشته
88
خسرو به گدایی چنان سیم
پیش در او مقیم گشته
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

