غزل شمارهٔ 1711

Toggle stanza 1
در خون منم، ای صنم، نشسته
1

در خون منم، ای صنم، نشسته

وز عشق تو در الم نشسته

2

مانند تو دلبری به خوبی

در ملکت حسن کم نشسته

3

آن ابروی شوخ دلربایت

بگرفته دل و به خم نشسته

4

هر کس به مقام و منزل خویش

در کوی تو چون سگم نشسته

5

ای صوفی بی صفا به محراب

چون مردم بی ندم نشسته

6

خسرو به حریم عشق فارغ

از زمزم و از حرم نشسته

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور