غزل شمارهٔ 1076
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1ای بر دلم از فراق صدبار
ای بر دلم از فراق صدبار
ناگشته به وصل شاد یک بار
در بارگه وصال خویشم
از لطف نمی دهی دمی بار
شب تیره و بار و خر شده لنگ
ترسم نرسد به منزل این بار
بلبل به هوای بوستان سوخت
وین خار نمی دهد گلی بار
باران سعادت الهی
از بهر عطا به خسروت بار
امید به کس ندارم، الا
بر رحمت و لطف ایزد بار
خسرو که ز فرقت تو سوزد
روزی نظری به سوی او دار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
صد بار بگفتمت نگهدار
در خشم و ستیزه پا میفشار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1049
کی باشد اختری در اقطار
در برج چنین مهی گرفتار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1050
شب گشت ولیک پیش اغیار
روزست شب من از رخ یار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1051
ای یار شگرف در همه کار
عیاره و عاشق تو عیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1054
آمد گه آن که بوی گلزار
منسوخ کند گلاب عطار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 294
شرط است جفا کشیدن از یار
خمر است و خمار و گلبن و خار
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298
بردند پیمبران و پاکان
از بیادبان جفای بسیار
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 131
مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد. گفت: اگر این حالت به مرادِ من بر آید، چندین دِرَم دهم زاهدان را.
چون حاجتش برآمد و تشویشِ خاطرش برفت، وفایِ نذرش به وجودِ شرطْ لازم آمد. یکی را از بندگان خاصّ کیسهای دِرم داد تا صرف کند بر زاهدان.
سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 34
مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.
عامی متعبد پیادهٔ رفته است و عالم متهاون سوار خفته.
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 73
ای باد صبا، به کوی آن یار
گر بر گذری ز بنده یاد آر
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

