غزل شمارهٔ 1076

Toggle stanza 1
ای بر دلم از فراق صدبار
1

ای بر دلم از فراق صدبار

ناگشته به وصل شاد یک بار

2

در بارگه وصال خویشم

از لطف نمی دهی دمی بار

3

شب تیره و بار و خر شده لنگ

ترسم نرسد به منزل این بار

4

بلبل به هوای بوستان سوخت

وین خار نمی دهد گلی بار

5

باران سعادت الهی

از بهر عطا به خسروت بار

6

امید به کس ندارم، الا

بر رحمت و لطف ایزد بار

7

خسرو که ز فرقت تو سوزد

روزی نظری به سوی او دار

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

صد بار بگفتمت نگهدار

در خشم و ستیزه پا میفشار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1049

کی باشد اختری در اقطار

در برج چنین مهی گرفتار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1050

شب گشت ولیک پیش اغیار

روزست شب من از رخ یار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1051

ای یار شگرف در همه کار

عیاره و عاشق تو عیار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1054

آمد گه آن که بوی گلزار

منسوخ کند گلاب عطار

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 294

شرط است جفا کشیدن از یار

خمر است و خمار و گلبن و خار

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298

بردند پیمبران و پاکان

از بی‌ادبان جفای بسیار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 131

مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد. گفت: اگر این حالت به مرادِ من بر آید، چندین دِرَم دهم زاهدان را.

چون حاجتش برآمد و تشویشِ خاطرش برفت، وفایِ نذرش به وجودِ شرطْ لازم آمد. یکی را از بندگان خاصّ کیسه‌ای دِرم داد تا صرف کند بر زاهدان.

سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 34

مراد از نزول قرآن تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل سورت مکتوب.

عامی متعبد پیادهٔ رفته است و عالم متهاون سوار خفته.

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 73

ای باد صبا، به کوی آن یار

گر بر گذری ز بنده یاد آر

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور