غزل شمارهٔ 1075

Toggle stanza 1
ای لعل لبت چو بر شکر شیر
1

ای لعل لبت چو بر شکر شیر

شکر ز لب تو چاشنی گیر

2

از زلف بریدنت دل من

دیوانه شد و برید زنجیر

3

زلفش بگرفت و کرد در هم

فریاد هزار باد شبگیر

4

می گیری و می زنی به تیرم

من کشته شدم، ازین زد و گیر

5

مادر چو تویی نزاد بر تو

چون دیده فرو نیاورد شیر

6

تقصیر نمی کنی تو هر چند

تقدیر همی کند چه تقصیر

7

در پند تو بسته ماند خسرو

بیچاره کجا رود ز زنجیر!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور