Toggle stanza 1
این تویی تا به خواب می‌بینم
1

این تویی تا به خواب می‌بینم

یا به شب آفتاب می‌بینم

2

در دل خویشتن خیال لبت

نمکی بر کباب می‌بینم

3

یک شب از خویشتن مکن دورم

که ز هجران عذاب می‌بینم

4

راز دل چون نهان کنم از اشک

همه بر روی آب می‌بینم

5

با که گویم غم تو، کز غم تو

همه عالم خراب می‌بینم

6

مگر امروز کز پس عمری

نرگست را به خواب می‌بینم

7

جان خسرو، مرو، شتاب مکن

عمر خود در شتاب می‌بینم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور