Toggle stanza 1
رویت، ای نازنین، که می بینم
1

رویت، ای نازنین، که می بینم

جان ستاند، چنین که می بینم

2

گفتی «از رویم آرزوی تو چیست؟»

آرزویم همین که می بینم

3

دیدنت مردنی ست هر روزم

نزیم من چنین که می بینم

4

نتوان رنج عشق او بشنید

من بیچاره بین که می بینم

5

بهر روی تو دوست می دارم

هر گل و یاسمین که می بینم

6

لب نمودی، ببخش چاشتیی

هم از آن انگبین که می بینم

7

یا خود از بهر جان خسرو راست

این همه خشم و کین که می بینم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور