Toggle stanza 1
وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را
1

وقت گل است نوش کن باده چون گلاب را

بلبل نغمه ساز کن بلبله شراب را

2

ساغر لاله هر زمان باد نشاط می دهد

بین که چه موسمی ست خوش نقل و می و کباب را

3

مرغ چو در سرو شد، بال کشید در زمین

سبزه بساط سبز وتر از پی رقص آب را

4

نیست حیات شکرین کاخر شب شکر لبان

هر طرفی به بوی می تلخ کنند خواب را

5

چون به سؤال گویدم ساقی مست عاشقان

هان قدحی، چگونه ای؟ حاضرم این جواب را

6

چند ز عقل و درد سر باده بیار ساقیا

درد ترا و سر مرا عقل شراب ناب را

7

گرد سفید برق را تا بنشاند از هوا

موج بلند می شود چشمه آفتاب را

8

نی غلطم که آفتاب اوج ازان گرفت تا

بوسه زند به پیش شه حاشیه جناب را

9

خورد خدنگ او بسی خون ز دو دیده، پر نشد

سیر کجا کند مگس حوصله عقاب را

10

خانه خسرو از رخش هست صفا که هر زمان

از رخ فکر مدح تو دور کند نقاب را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور