Toggle stanza 1
باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را
1

باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را

تا نبرد به جادویی جان و دل خراب را

2

از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر

چاشنیی نمی کنی گوشه این کباب را

3

از مه و مشتری چرا دست نشوید آسمان

کاب بریخت روی تو چشمه آفتاب را

4

دوش به خواب گوییم در بر من نشسته ای

معذرتی کنم کنون از دل و دیده خواب را

5

بوسه بده که می رود هجرکشان به کشتنم

منتظر لب توام، باز بده جواب را

6

کشتن ماست مستیت، ار چه شراب خورده ای

بهر خدا که سوی خود راه مده شراب را

7

بهر چه می کشی، چو هست آخر این ندامتت

وه که رها نمی کند خوی تو این شتاب را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور