غزل شمارهٔ 19
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
11
گر چه از ما واگسستی صحبت دیرینه را
جا مده باری تو در دل دوستان دینه را
22
خورد عاشق چیست پیکانهای زهرآلود هجر
وصل چون یار تو باشد بازجو لوزینه را
33
بسکه خوشدل با غمم شبهای درد خویش را
دوست می دارم چو طفل کور دل آدینه را
44
محتسب گو تا چو من صوفی رسوا را به شهر
گشت فرماید به گردن بسته این پشمینه را
55
طعنه زد بر بیدلان خسرو که شد زینسان خراب
فرقتت از جان او خوش می کشد این کینه را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آه از زنگ کدورت پاک سازد سینه را
می شود روشن ز خاکستر سواد آیینه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 231
صاف کن ای سنگدل با دردمندان سینه را
می کند دربسته آهی خانه آیینه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 232
هست یک نسبت به نیک و بد دل بی کینه را
نیست صدر و آستانی خانه آیینه را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 233
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

