Toggle stanza 1
از آن اهل نظر در غم اسیرند
1

از آن اهل نظر در غم اسیرند

که منظوران بغایت بی نظیرند

2

دیت از خوبرویان جست باید

به هر جایی که مشتاقان بمیرند

3

نیایند اهل دل در چشم خوبان

که اینان تنگ چشم، آنان حقیرند

4

کسان کز دست دل خونی نخورند

اگر پیرند هم طفل به شیرند

5

زهی عمر دراز عاشقان، گر

شب هجران حساب عمر گیرند

6

به دیداری که بنمایدم از دور

پذیرفتم به جان، گر جان پذیرند

7

درون دیده شانم نیکوان را

اگر چه راست در بالا چو تیرند

8

به دردت مردمان چشم خسرو

در آب دیده مرغ آبگیرند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور