غزل شمارهٔ 49
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1بهار پرده برانداخت روی نیکو را
11
بهار پرده برانداخت روی نیکو را
نمونه گشت جهان بوستان مینو را
22
یکی در ابر بهاری نگر، ز رشته صبح
چگونه میگسلد دانههای لؤلؤ را
33
سفر چگونه توان کرد در چنین وقتی
ز دست چون بتوان داد روی نیکو را
44
به باغ غرقه خونست لاله، دانی چیست؟
ز تیغ کوه بریدهست روزگار او را
55
به وقت صبحدم آواز میدهد بلبل
درون باغ ترنم کنان خوشگو را
66
بیا که تا به چمن دررویم و بنشینم
به بوی گل به کف آریم جام گلبو را
77
چو دست تر شود از باده، آنگهی، خسرو
قفا زنیم مر این عالم جفاجو را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

