Toggle stanza 1
صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر
1

صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر

جنبیدن باد صبا جلوه گر بستان نگر

2

خندید خورشید فلک چون سرخ گل در بوستان

از خنده آن سرخ گل آفاق را خندان نگر

3

در چشمه خورشید اگر آبی ندیده ستی گهی

خیزند چون ز خواب خوش، رو شستن خوبان نگر

4

رکن سریر مملکت کز دولت قطب جهان

ارکان ملک و دین قوی از روی چار ارکان نگر

5

والا حسن دستور شه کز بهر وجه عالمی

از کف دستش هر خطی دیباچه احسان نگر

6

بنموده پیش مهر و مه از لوح محفوظ آیتی

کاینک ز بهر عمر خود منشور جاویدان نگر

7

گر صبح مشرق، خسروا، از آسمان طالع شود

صبح سعادت را طلوع از فر خسروخان نگر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور