Toggle stanza 1
باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
1

باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید

لیک از آنگونه که او رفت، کجا باز آید؟

2

رفت و باز آمدنش تا به قیامت نبود

ای قیامت، تو بیا زود که تا باز آید

3

ای صبا، از سر آن کوی غباری به من آر

مگر این دل که ز جا رفت به جا باز آید!

4

یارب، این سرو در آن باغ نه تنها مانده ست

باز پرسم خبر از باد صبا، باز آید

5

چند روز است کزین سو گذری می نکند

باز گویید، مگر جانب ما باز آید!

6

خسروا، رفتن او نه ز پیش آمدن است

به دعا ساز، خدایا، به دعا باز آید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور