غزل شمارهٔ 1231
Toggle stanza 1ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
11
ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
آب حیات رانده خیالت به جوی دل
22
دل بستمت به زلف ندانستم این قدر
کز وی چنین دراز شود گفتگوی دل
33
عمری به گرد کوی تو گشتم چو بیدلان
نی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل
44
ور خون دل خورم، نکنم جز دعای تو
زیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل
55
چندین که دل جفای ترا شکر میکند
شرمنده هم نمیشوی آخر ز روی دل
66
یک موی از سر تو مبادا که بگسلد
آویختی، اگر چه به هر تار موی دل
77
خسرو حدیث درد تو، باری کجا کند؟
زیرا که نیست در تن افسرده بوی دل
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

