غزل شمارهٔ 1231

Toggle stanza 1
ای فرق تا به پای همه آرزوی دل
1

ای فرق تا به پای همه آرزوی دل

آب حیات رانده خیالت به جوی دل

2

دل بستمت به زلف ندانستم این قدر

کز وی چنین دراز شود گفتگوی دل

3

عمری به گرد کوی تو گشتم چو بیدلان

نی دل به دستم آمد و نی آرزوی دل

4

ور خون دل خورم، نکنم جز دعای تو

زیرا که من به سوی توام، نی به سوی دل

5

چندین که دل جفای ترا شکر می‌کند

شرمنده هم نمی‌شوی آخر ز روی دل

6

یک موی از سر تو مبادا که بگسلد

آویختی، اگر چه به هر تار موی دل

7

خسرو حدیث درد تو، باری کجا کند؟

زیرا که نیست در تن افسرده بوی دل

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor