غزل شمارهٔ 1232
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1من نخواهم برد جان از دست دل
11
من نخواهم برد جان از دست دل
ای مسلمانان، فغان از دست دل
22
سینه می سوزد مدام از جور چشم
دیده می گرید روان از دست دل
33
هر که از دستان دل غافل شود
زود گردد داستان از دست دل
44
جانم اندر تاب و دل در تب بماند
این ز دست چشم و آن از دست دل
55
گفته بودم پای در دامن کشم
وین حکایت کی توان از دست دل
66
قوت پایی نداری، خسروا
تا نهی سر در جهان از دست دل
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

