غزل شمارهٔ 988

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شحنه غم دواسپه می آید
1

شحنه غم دواسپه می آید

صبر نزدیک من نمی پاید

2

روزگارم به خشم می نارد

و آسمانم به سرمه می ساید

3

رفت روزی که با تو خوش بودیم

هرگز آن روز رفته باز آید؟

4

لب چه خایی برای کشتن من؟

خود فلک پست دست می خاید

5

زان لب آسایشی بده دل را

زانکه از گریه می نیاساید

6

بعد ازینم به بند زلف مبند

کز چنین بسته هیچ نگشاید

7

خسروت چون به عشق شد بنده

خوانیش گر غلام خود، شاید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور