غزل شمارهٔ 1602

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
روی ترش کرده به یاران مبین
1

روی ترش کرده به یاران مبین

سرکه فروشی مکن، ای انگبین

2

چاه مزن زیر لب چون سمن

رخنه مکن در شکم یاسمین

3

روی زمین را تویی آب حیات

تشنه ز تو هر که به روی زمین

4

زلف که شد طوق گلوی تو، کرد

سلسله در گردن ماء معین

5

بی گنهی چشم ز ما برمگیر

بی سببی چهره ز ما در مچین

6

لیک از آن چشم کمین می کنی

دیده بد نیز ببین در کمین

7

پای برین دیده پر خون منه

بیهده در خون و دلم در مشین

8

ای که ز روی تو جهان روشن است

آه من سوخته را هم ببین

9

خسرو آخر چو سگ از خود مران

چند چو رو به کنیم پوستین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور