غزل شمارهٔ 2116
Toggle stanza 1آمدهای بیگه خامش مشین
11
آمدهای بیگه خامش مشین
یک قدح مردفکن برگزین
22
آب روان داد ز چشمه حیات
تا بدمد سبزه ز آب و ز طین
33
آن می گلگون سوی گلشن کشان
تا بگزد لاله رخ یاسمین
44
راح نما روح مرا تا که روح
خندد و گوید سخنی خندمین
55
درکشد اندیشه گری دست خود
چونک برافشاند یار آستین
66
گردن غم را بزند تیغ می
کاین بکشد کان حلاوت ز کین
77
بام و در مجلس افغان کند
کاغتنموا الهوه یا شاربین
88
گوش گشا جانب حلقه کرام
چشم گشا روشنی چشم بین
99
سجده کند چین چو گشاید دو چشم
جعد تو را بیند پنجاه چین
1010
خرمیش بر دل خرم زند
سوی امین آید روح الامین
1111
مادر عشرت چو گشاید کنار
بازرهد جان ز بنات و بنین
1212
بس کنم و رخت به ساقی دهم
وز کف او گیرم در ثمین
زمین

