غزل شمارهٔ 1671
Toggle stanza 1پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
11
پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
زهره من آب کرد عشق جهانسوز تو
22
من که سحر هر شبی دم نزنم تا به صبح
ترسم روشن شود مهر دل افروز تو
33
رنگ گل عارضت روز به روز است نو
خارکشی را چه رنگ از گل نوروز تو
44
هندوی چشم ترا غارت ترکان چین
نیکویی آموخته است زلف بدآموز تو
55
تا تو بر اهل صواب تیر زنی بی خطا
هست کمان بلند ابروی کین توز تو
66
خسرو بیچاره کرد وقف هوای تو دل
گر چه پی جانست گرد غمزه دلدوز تو
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

