غزل شمارهٔ 1670
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
11
پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
زانکه هزاران دل است بسته هر بار تو
22
خط که بر آن لب کشید از سر کلک قضا
نقش فنا زد رقم بر لب خونخوار تو
33
زنده به کویش نماند، وه که چه مردم کش است
همچو طبیبان خام نرگس بیمار تو
44
فاتحه خوان است خلق سوی سرایش که هست
خاک شهیدان عشق کهگل دیوار تو
55
هر که زبان می کشید از پی تو سوی من
همچو من بی زبان گشت گرفتار تو
66
ای سر خسرو ترا مژده که هر بامداد
فتنه به قصابیست بر سر بازار تو
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

