آڈیو
Toggle stanza 1
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
1

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است

عالم به مراد دل و اقبال غلام است

2

صیدی که دل خلق جهان بود به دامش

المنت لله که امروز به دام است

3

چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت

ما را نظری از مه روی تو تمام است

4

از طاق دو ابروی تو، ای کعبه مقصود

خلقی به گمانند که تا کعبه کدام است

5

چشم تو اگر خون دلم ریخت، عجب نیست

او را چه توان گفت که او مست مدام است

6

خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش

عاشق که ترا دید چه پروای سلام است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور