Toggle stanza 1
چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
1

چشم من خنده شیرین تو گریان دارد

دل من را لب پر شور تو بریان دارد

2

خاطرم میل کند با تو و پیدا نکند

سینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد

3

کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسن

از لطافت همگی پیش تو خود آن دارد

4

گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجب

خضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد

5

جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبا

نتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد

6

دل من با سر گیسوی درازت همه شب

تا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد

7

شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولی

نتوان گفت که او پایه حسان دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور