Toggle stanza 1
آتش اندر آب هرگز دیده‌ای
1

آتش اندر آب هرگز دیده‌ای

عنبر اندر تاب هرگز دیده‌ای

2

چون دهان و لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده‌ای

3

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام پر مهتاب هرگز دیده‌ای

4

در صدف چون رشته دندان او

لؤلؤی خوشاب هرگز دیده‌ای

5

نرگسش در طاق ابرو خفته مست

مست در محراب هرگز دیده‌ای

6

در غمش خسرو چو چشم خون‌فشان

چشمه خوناب هرگز دیده‌ای

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور