Toggle stanza 1
رویی که تو داری گل سیراب ندارد
1

رویی که تو داری گل سیراب ندارد

شیرینی لعلت شکر ناب ندارد

2

قدی که تو داری نبود سرو روان را

چون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد

3

در خواب توان دید خیال رخ خوبت

اما چه کنم، دیده من خواب ندارد

4

زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دید

پروای نماز و سر محراب ندارد

5

خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روز

جز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور