Toggle stanza 1
عافیت را بر زمین گردی نماند
1

عافیت را بر زمین گردی نماند

مردمی را در جان مردی نماند

2

خاک بر فرق جهان زان کز وفا

در همه روی زمین گردی نماند

3

زان نمی خیزد چمن کز بهر او

مرصبا را هم دم سردی نماند

4

کیمیا شد زر چنان کز رنگ او

بوستان را هم گل زردی نماند

5

غصه را بر خود فروبر، خسروا

چون همه درد است و همدردی نماند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور