غزل شمارهٔ 782
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1عافیت را بر زمین گردی نماند
11
عافیت را بر زمین گردی نماند
مردمی را در جان مردی نماند
22
خاک بر فرق جهان زان کز وفا
در همه روی زمین گردی نماند
33
زان نمی خیزد چمن کز بهر او
مرصبا را هم دم سردی نماند
44
کیمیا شد زر چنان کز رنگ او
بوستان را هم گل زردی نماند
55
غصه را بر خود فروبر، خسروا
چون همه درد است و همدردی نماند
Sources
Persian text source: Ganjoor

