غزل شمارهٔ 82
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قافیہ: اننیستاورا
صنف: غزل
Toggle stanza 1سری دارم که سامان نیست او را
11
سری دارم که سامان نیست او را
به دل دردی که درمان نیست او را
22
به راه انتظارم هست چشمی
که خوابی هم پریشان نیست او را
33
به عشق از گریه هم ماندم، چه گیرم؟
بر از کشتی که باران نیست او را
44
فرامش کرد عمرم روز را، زانک
شبی دارم که پایان نیست او را
55
ترا ملکیست، ای سلطان دلها
که جز دلهای ویران نیست او را
66
خطت نوخیز و لب ساده از آنست
خوش آن مضمون که عنوان نیست او را
77
رخی داری یگانه در نکویی
که ثانی ماه تابان نیست او را
88
کدامین مور خطت را که در حسن
بها ملک سلیمان نیست او را
99
ز خسرو رو مپیچ، ار گشت ناچیز
خیالی هست، اگر جان نیست او را
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

