Toggle stanza 1
زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها
1

زهی وصف لبت ذکر زبان‌ها

دهانت در سخن اکسیر جان‌ها

2

چو می‌خندد لب شکرفشانت

ز حیرت باز می‌ماند دهان‌ها

3

ز عشقت کو به دل تخم وفا ریخت

مرا در سینه می‌ریزد سنان‌ها

4

فلک را آه مظلومی چو من سوخت

چرا آتش نبارد ز آسمان‌ها

5

مکن عیبم، کنم گر بوسه‌بازی

به گرد کوی تو بر آستان‌ها

6

مرا با شکل رسوایی خوش افتاد

بخندید، ای رفیقان، از کران‌ها

7

ز عشقت آب چشم من که بی‌تو

جوانمردی ندارد ناودان‌ها

8

شبی کردم به بستان ناله درد

رها کردند مرغ‌ها آشیان‌ها

9

از این ره رفت خسرو، خلق گویند

چو بیند جابه‌جا از خون نشان‌ها

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور