غزل شمارهٔ 1215

Toggle stanza 1
رسید دوش ندایی ازین بلند رواق
1

رسید دوش ندایی ازین بلند رواق

که، ای مقیم زوایای شهربند فراق

2

درین حضیض چرا گشته ای چنین محبوس؟

گذر چو طایر قدسی از اوج این نه طاق

3

مناققند و ریای جمیع اهل بشر

بیا به صحبت یاران بی ریا و نفاق

4

ترا به روز ازل با حبیب عهدی بود

چه آمدت که فراموش کرده ای میثاق؟

5

مرو به قول مخالف به هرزه راه حجاز

وگرنه راه نیابی به پرده عشاق

6

کسی که مسکن اصلیش عالم علویست

چه می کند به خراسان، چه می رود به عراق؟

7

ز خویش بگذر و باز آی سوی ما، خسرو

که نیست خوش تر از این جای در همه آفاق

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور