شمارهٔ 3

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اق

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق
1

به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق

چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟

2

وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟

نشان عشق نداری، چه لافی از عشاق؟

3

بسی بگفت ازینگونه، گفتمش: بشنو

جواب من ز سر صدق، بی‌ریا و نفاق:

4

تو گیر خود که نبوده است هیچ یار مرا

به هیچ یار نیم در جهان به جان مشتاق

5

خیال چهرهٔ خوبان ندید چشم دلم

به گوش دل نشنیدم خطاب اهل وفاق

6

گرفتم این همه طامات و زرق تلبیس است

مرا نه بس که به هند اوفتاده‌ام ز عراق؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور