Toggle stanza 1
ز من برشکستی به یکبارگی
1

ز من برشکستی به یکبارگی

در وصل بستی به یکبارگی

2

درافتاده بودی به دامم، چه سود؟

که از دام جستی به یکبارگی

3

بیا کز جدایی بر انداختم

همه ملک هستی به یکبارگی

4

مگر در دلت مهربانی نماند!

که پیمان شکستی به یکبارگی

5

برفتی و با بدسگالان من

به عشرت نشستی به یکبارگی

6

چه می خورده ای، خسروا، که دگر؟

ز اندوه رستی به یکبارگی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور