غزل شمارهٔ 1719

Toggle stanza 1
ای آرزوی هزار سینه
1

ای آرزوی هزار سینه

وندر دل تو هزار کینه

2

هستم ز برت که هست پیدا

در جامه چو می در آبگینه

3

هر قطره خون ز چشم من هست

بر خاتم عاشقی نگینه

4

ای عقل که پندنامه خوانی

در آب روان کن این سفینه

5

طاقت به دلم نماند، یارب

انزل لقلوبنا سکینه

6

مجنون خراب سینه داند

اندوه من خراب سینه

7

ننگ همه عاشقانست خسرو

مپسند سفال در خزینه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور