غزل شمارهٔ 1719
شاعر: امیرخسرو دهلوی
Toggle stanza 1ای آرزوی هزار سینه
11
ای آرزوی هزار سینه
وندر دل تو هزار کینه
22
هستم ز برت که هست پیدا
در جامه چو می در آبگینه
33
هر قطره خون ز چشم من هست
بر خاتم عاشقی نگینه
44
ای عقل که پندنامه خوانی
در آب روان کن این سفینه
55
طاقت به دلم نماند، یارب
انزل لقلوبنا سکینه
66
مجنون خراب سینه داند
اندوه من خراب سینه
77
ننگ همه عاشقانست خسرو
مپسند سفال در خزینه
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

