غزل شمارهٔ 381
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1پر کن صنما هلاقنینه
11
پر کن صنما هلاقنینه
زان آب حیات راستینه
22
زان می که چو از خم سفالین
تحویل کند در آبگینه
33
حاجی به شعاع او به شب در
تا مکه ببیند از مدینه
44
آن دل که بیافت قبلهای زان
بهتر ز حدائق و سکینه
55
آن دل شود از لطافت حق
اوصاف طرایف خزینه
66
یکسان شود آنگهی بر او بر
مرغ و بره و غم جوینه
77
حیران شود او میان اصلاب
چون کبک دری میان چینه
88
گر نفس تو در ره خداوند
چون خوک و چو خرس شد سمینه
99
گر زان که شوی ز نصرت حق
مانندهٔ نوح در سفینه
1010
گر روی کنی سوی سنایی
چون پسته خوری تو شکرینه
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

