غزل شمارهٔ 381

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ینه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
پر کن صنما هلاقنینه
1

پر کن صنما هلاقنینه

زان آب حیات راستینه

2

زان می که چو از خم سفالین

تحویل کند در آبگینه

3

حاجی به شعاع او به شب در

تا مکه ببیند از مدینه

4

آن دل که بیافت قبله‌ای زان

بهتر ز حدائق و سکینه

5

آن دل شود از لطافت حق

اوصاف طرایف خزینه

6

یکسان شود آنگهی بر او بر

مرغ و بره و غم جوینه

7

حیران شود او میان اصلاب

چون کبک دری میان چینه

8

گر نفس تو در ره خداوند

چون خوک و چو خرس شد سمینه

9

گر زان که شوی ز نصرت حق

مانندهٔ نوح در سفینه

10

گر روی کنی سوی سنایی

چون پسته خوری تو شکرینه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور