رباعی شمارهٔ 70
Toggle stanza 1بر من قلم قضا چو بی من رانند
11
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
22
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آنجا بنشین که همنشین مردانند
تا دود کدورت ترا بنشانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 463
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 730
مردان رهت که سر معنی دانند
از دیدهٔ کوته نظران پنهانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 813
من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
هردم دل خود را ز علط برهانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 826
هر کتب خرد، که هست، اگر برخوانند
در پردهٔ اسرار شدن نتوانند
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 65

