غزل شمارهٔ 92
شاعر: جامی
Toggle stanza 1غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد
11
غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد
بین که هر دم فلک از پرده چه بیرون آرد
22
من که از خود شده ام گم ز غمت در عجبم
که به سر وقت من گمشده پی چون آورد
33
اشک خون ریز شب ای دل چو به غم بس نایی
شه چو عاجز شود از خصم شبیخون آرد
44
رنگ خوارزم شود موج زنان دریایی
سیل اشک من اگر روی به جیحون آرد
55
روزی ناقه محمل کش لیلی بادا
هر گیا کابر بهار از گل مجنون آرد
66
به بهای سر یک موی ز زلفت نرسد
طالب وصل تو گر گنج فریدون آرد
77
چون پری می رمی از مردم و جامی حیران
که به غمخانه خویشت به چه افسون آرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

