غزل شمارهٔ 125
Toggle stanza 1هنوز یک گل تو از هزار نشکفته ست
11
هنوز یک گل تو از هزار نشکفته ست
به باغ عشق چو بلبل هزارت آشفته ست
22
قبای تنگ گشادی ز پیرهن هرگز
به لطف تو گلی از باغ حسن نشکفته ست
33
دهان خامش تو گوهریست ناسفته
زهی لطافت طبعی که این گهر سفته ست
44
کجا ز محنت بی خوابیم خبر یابد
کسی کز اول شب تا دم سحر خفته ست
55
دلم نشیمن غیر از خیال تو خجلم
که میهمان عزیز است و خانه نارفته ست
66
سرشکم از مژه بیرون به خون و خاک افتاد
بدین سزاست بلی هرکه راز نهفته ست
77
چراست مایه شوریده خاطری این شعر
اگر نه جامی شوریده خاطرش گفته ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

