غزل شمارهٔ 124
Toggle stanza 1ترک شیرین شمایلی که مراست
11
ترک شیرین شمایلی که مراست
کی توانم بدین دلی که مراست
22
من گرفتار و یار مستغنی
آه ازین کار مشکلی که مراست
33
شد پی دستبوس قاتل من
بوس بر دست قاتلی که مراست
44
رشته جان ز دل زبانه کشید
این بود شمع محفلی که مراست
55
همه بی حاصلی و گمراهیست
در ره عشق حاصلی که مراست
66
گم شدم در غمش چنانکه اجل
ره نیابد به منزلی که مراست
77
جامیم مست و رند و رسوا خواند
کرد شرح فضایلی که مراست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

