Toggle stanza 1
هنوز یک گل تو از هزار نشکفته ست
1

هنوز یک گل تو از هزار نشکفته ست

به باغ عشق چو بلبل هزارت آشفته ست

2

قبای تنگ گشادی ز پیرهن هرگز

به لطف تو گلی از باغ حسن نشکفته ست

3

دهان خامش تو گوهریست ناسفته

زهی لطافت طبعی که این گهر سفته ست

4

کجا ز محنت بی خوابیم خبر یابد

کسی کز اول شب تا دم سحر خفته ست

5

دلم نشیمن غیر از خیال تو خجلم

که میهمان عزیز است و خانه نارفته ست

6

سرشکم از مژه بیرون به خون و خاک افتاد

بدین سزاست بلی هرکه راز نهفته ست

7

چراست مایه شوریده خاطری این شعر

اگر نه جامی شوریده خاطرش گفته ست

Sources

Persian text source: Ganjoor