غزل شمارهٔ 282
Toggle stanza 1گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی
گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسروی
برداشت بلبل از چمن آهنگ پهلوی
یعنی بساط سبزه شد از لطف باد نو
عهد نشاط را تو هم از باده ده نوی
با ما نمی زند دم لطف آن که تعبیه ست
در لعل او لطافت انفاس عیسوی
گفتم که کی شوم به در قرب تو مقیم
گفت آن زمان که از خودی خود بدر شوی
در عشق شو علم که به عالم نمانده است
جز قصه ایاز ز محمود غزنوی
کی لذت کلام چشی گرنه چون کلیم
با دوست یک دو حرف بگویی وبشنوی
جمعیت دل ارطلبی سنگ تفرقه
افکن به شیشه خانه اسباب دنیوی
مجموعه لطایف جامی سفینه نیست
بحریست پر جواهر اسرار معنوی
تبریز را تو شمس ابد پرتوی و هست
گفتار او به نام تواشعار مولوی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شاها مبشری ز بهشتم رسیده است
رضوان سریر و حوروش و سلسبیل موی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 83
بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 486
جز برتری ندانی، گویی که آتشی
جز راستی نجویی، مانا ترازوی
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 176
بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 126
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن تو گوش هوش نداری که بشنوی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 227
بگشای ساقیا به لب شط سر سبوی
وز خاطرم کدورت بغدادیان بشوی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 919
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

